Germany & China: the cultural differences

Tim Johnson found 19 “graphic depiction of cultural differences between Germans and Chinese”.

1) Complaints (or suggestions)
German1_2

2) lifestyle

German2

3) punctuality

German3

4) human network

German4

5) attitudes toward anger

German5

6) standing in line

German6

7) ego

German7

8) streets on Sundays

German8

9) parties

German9

10) in restaurants (decibels)

German10

11) standard of aesthetic beauty (tan level)

German11

12) problem solving

German12

13) three meals a day (hot or cold)

German13

14) transportation preferences (1970 and present)

German14

15) daily life

German15

16) time of showers

German16

17) mood and weather

German17

18) view of superiors

German18

19) children

German19

Amazingly insightful and true. Link

I am an entrepreneur and researcher passionate about understanding the social implications of digital technologies.
15 comments
  1. Thanks for forwarding this great gallery. Definitely cultural differences I noticed in China 😉

  2. These images are on display at the Olympic Museum in Lausanne as part of a very interesting exhibition on China

  3. […] blog di Laurent Haug ho trovato una serie di 19 illustrazioni che sintetizzano le differenze che intercorrono tra la cultura tedesca e quella cinese. La rappresentazione è eccellente sia dal punto di vista antropologico, che da quello grafico, […]

  4. Most of these differences would apply to
    almost any western europe country versus
    any country in development such as china or
    most african countries or south american continent.

    This also could apply between germany and Italy as you move southern.

    On a lot of aspects, we (western europeans lost our souls…

  5. […] VS Chine Publié dans Art by Jean-François sur juin 8th, 2008 Un travail de Tim Johnson à voir ici (19 […]

  6. English vs. Swiss culture…

    Some interesting differences between English and Swiss culture.

    Breakfast

    Airport signs

    Maybe other terminals of Heathrow look different, but for the average traveller a sign that shows the direction to the nearest tube station would b…

  7. […] He encontrado un conjunto de 19 dibujos que resumen las diferencias entre la cultura alemana y el ch…. La presentación es excelente, tanto desde el punto antropológico de vista, porque la comunicación de tales relaciones complejas con pocos signos no es en absoluto fácil y el autor lo ha sabido plasmar muy bien. Hay algunas que no las comprendo, pero todos sabemos por donde van los tiros y es que Alemania y China son dos países muy avanzados, pero los países Europeos seguimos la cultura de una forma bien distinta. En general creo que tenemos más en común con los alemanes que con los chinos, pero hay varias excepciones.. Bueno que yo quiero hablar de diseño , no dejeis de ver los dibujos porque ninguno de ellos tiene desperdicio alguno. La verdad que el dibujo de las bicis es muy bueno y del todo cierto ademas de representativo. « Adidas Goalkeeper […]

  8. […] چرا ما اینطوری هستیم؟(قسمت سوم)ـ سلام… من به دلیل مشغله زیاد نتونستم قسمت سوم  چرا ما اینطوری هستیم؟  رو بنویسم قبلا. بحث امروز به  اخلاق نسبی اختصاص داره…چیزی که در غرب هم به نظر من کاملا وجود داره… با این تفاوت که در غرب به دلیل ساختار خاص جامعه قانون مطلق می تونه شاختار جامعه رو نگه داره، در حالی که در فرهنگ جمعی ایرانی، با نسبی شدن اخلاق، دیگه قانون چندان امکان حفظ جامعه رو نداره، چرا که این دو جامعه اساسا متفاوت هستند. من حدس می زنم که ریشه نسبی بودن اخلاق در بعضی جوامع اسلامی هم تاثیر فلسفه یونانی بر فلسفه اسلام باشه، اما خوب دلیل واضحی ندارم. نسبی بودن یا مطلق بودن اخلاق بحث گسترده ای هست که فکر نکنم جوابی براش وجود داشته باشه. در غرب اخلاق بیشتر بر اساس گرایشات کلی اجتماع تعریف میشه، اخلاق جایی مکتوب نیست و بصورت مستقیم در سیاست جایی نداره..و این قانون هست که جامعه رو متشکل نگه می داره. جامعه غربی فرد گراست و در نتیجه اون شبکه اجتماعی در هم تنیده ارتباطاتی که ما در فرهنگ خودمون داریم، به این وسعت وجود نداره. به این دو تا تصویر نگاه کنید، کار یه گرافیست چینی مقیم المان هست.رنگ قرمز نشون دهنده فرهنگ چینی هست و آبی فرهنگ آلمانی. من میتونم همین تصویر رو به مقایسه فرهنگ ایرانی و غربی تعمیم بدم…به تصویر دقت کنید تا براتون ما بقیشو بگم: در فرهنگ غربی به هزار دلیل اقلیمی جمعیتی و نژادی ( که همه آنها با ما متفاوت است)، شبکه در هم تنیده اجتماعی وجود ندارد. روشنفکران ایرانی تصور می کنند که عدم وجود این شبکه یعنی پیشرفته بودن، حال آنکه اینها فقط خصوصیات هستند نه عوامل اصلی پیشرفت یا پسرفت، مهم چگونگی تبدیل این خصوصیات به تهدید یا فرصت هست. در نتیجه برای اینکه جامعه شکل بگیره قوانین ثابتی وضع می شوند که افراد به اونها مراجعه می کنند و بر اساس اون دستورالعمل مسیرشون رو پیدا می کنند. در جامعه ایرانی، فرد انچنان از شبکه اجتماعی در هم تنیده الگو می گیره که نیازی به پرسش از مرجع بیرونی نداره. موج جامعه یعنی قانون! بنابراین قانون هر چقدر هم محکم باشه، چون مجریان قانون همین انسانها هستند، و انسانها هم در درجه اول تحت تاثیر شبکه در هم تنیده اجتماعی، قانون تاثیر اصلی خود را ندارد. اما چه چیزی این شبکه در هم تنیده را حفظ می کند؟ اخلاق…حتی هافستده معیار پنجمی رو به معیارهای فرهنگی خودش اضافه کرده که تحت تاثیر تعالیم کنفسیوس در چین تعریف شده، و به همین مطلب مرتبط میشه. بر خلاف قانون که در مقیاس اجتماعی جامعه رو هدایت می کنه، اخلاق در مقیاس ریز روابط رو تنظیم می کنه. در غرب که شبکه اجتماعی ضعیف هست قانون عالی عمل می کنه و نبود اخلاق هم عملا مشکلی در جامعه ایجاد نمی کنه، به شکلی که ناظران کم اطلاعی مثل سید جماالدین اسد ابادی جوامع غربی رو با اخلاق تر از جوامع اسلامی می دونه.حال آنکه سلامت جامعه غرب به دلیل قدرت قانون است، و گرنه اخلاق نسبی غرب حرف چندانی برای گفتن ندارد. در جامعه ایرانی، شبکه اجتماعی قوی، با کمک ریز قانونی به نام اخلاق روابط رو تنظیم می کنه. دیر زمانی نیست که وقتی همسایه ای دچار مشکل می شد با یک در خواست کمک بدون رجوع به قانون مشکل خود را حل می کرد! اما امروز تمام این شبکه های اجتماعی در حال ازبین رفتن هستند، چرا که ما امروز مطمئن نیستیم همسایه ما به اخلاق پایبند هست یا نه، در حالی که او هم به اخلاق ما شک دارد. اخلاق نسبی هر کدام از ما به نسبت خود ما تعریف شده و قانون هم از ما دور است. پس بی پناهیم و تنها و بی اعتماد!ـ با احیای یک نظام اخلاقی مناسب به شرایط امروز ایران، و پیوند زدن قانون به آن می توان دوباره جامعه را متحد کرد. فقط فراموش نکنیم که ما ناچاریم اخلاق مطلق را به کار بگیریم…دروغ بد است حتی اگر برای هدف خوب به کار رود. لینک کارهای هنرمند چینی: http://laurenthaug.com/blog/2008/04/21/germany-china-the-cultural-differences/ […]

  9. […] چرا ما اینطوری هستیم؟(قسمت سوم)ـ سلام… من به دلیل مشغله زیاد نتونستم قسمت سوم  چرا ما اینطوری هستیم؟  رو بنویسم . بحث امروز به  اخلاق نسبی اختصاص داره…چیزی که در غرب هم به نظر من کاملا وجود داره… با این تفاوت که در غرب به دلیل ساختار خاص جامعه قانون مطلق می تونه ساختار جامعه رو نگه داره، در حالی که در فرهنگ جمعی ایرانی، با نسبی شدن اخلاق، دیگه قانون چندان امکان حفظ جامعه رو نداره، چرا که این دو جامعه اساسا متفاوت هستند. من حدس می زنم که ریشه نسبی بودن اخلاق در بعضی جوامع اسلامی هم تاثیر فلسفه یونانی بر فلسفه اسلام باشه، اما خوب دلیل واضحی ندارم. نسبی بودن یا مطلق بودن اخلاق بحث گسترده ای هست که فکر نکنم جوابی براش وجود داشته باشه. در غرب اخلاق بیشتر بر اساس گرایشات کلی اجتماع تعریف میشه، اخلاق جایی مکتوب نیست و بصورت مستقیم در سیاست جایی نداره..و این قانون هست که جامعه رو متشکل نگه می داره. جامعه غربی فرد گراست و در نتیجه اون شبکه اجتماعی در هم تنیده ارتباطاتی که ما در فرهنگ خودمون داریم، به این وسعت وجود نداره. به این دو تا تصویر نگاه کنید، کار یه گرافیست چینی مقیم المان هست.رنگ قرمز نشون دهنده فرهنگ چینی هست و آبی فرهنگ آلمانی. من میتونم همین تصویر رو به مقایسه فرهنگ ایرانی و غربی تعمیم بدم…به تصویر دقت کنید تا براتون ما بقیشو بگم: در فرهنگ غربی به هزار دلیل اقلیمی جمعیتی و نژادی ( که همه آنها با ما متفاوت است)، شبکه در هم تنیده اجتماعی وجود ندارد. روشنفکران ایرانی تصور می کنند که عدم وجود این شبکه یعنی پیشرفته بودن، حال آنکه اینها فقط خصوصیات هستند نه عوامل اصلی پیشرفت یا پسرفت، مهم چگونگی تبدیل این خصوصیات به تهدید یا فرصت هست. در نتیجه برای اینکه جامعه شکل بگیره قوانین ثابتی وضع می شوند که افراد به اونها مراجعه می کنند و بر اساس اون دستورالعمل مسیرشون رو پیدا می کنند. در جامعه ایرانی، فرد انچنان از شبکه اجتماعی در هم تنیده الگو می گیره که نیازی به پرسش از مرجع بیرونی نداره. موج جامعه یعنی قانون! بنابراین قانون هر چقدر هم محکم باشه، چون مجریان قانون همین انسانها هستند، و انسانها هم در درجه اول تحت تاثیر شبکه در هم تنیده اجتماعی، قانون تاثیر اصلی خود را ندارد. اما چه چیزی این شبکه در هم تنیده را حفظ می کند؟ اخلاق…حتی هافستده معیار پنجمی رو به معیارهای فرهنگی خودش اضافه کرده که تحت تاثیر تعالیم کنفسیوس در چین تعریف شده، و به همین مطلب مرتبط میشه. بر خلاف قانون که در مقیاس اجتماعی جامعه رو هدایت می کنه، اخلاق در مقیاس ریز روابط رو تنظیم می کنه. در غرب که شبکه اجتماعی ضعیف هست قانون عالی عمل می کنه و نبود اخلاق هم عملا مشکلی در جامعه ایجاد نمی کنه، به شکلی که ناظران کم اطلاعی مثل سید جماالدین اسد ابادی جوامع غربی رو با اخلاق تر از جوامع اسلامی می دونه.حال آنکه سلامت جامعه غرب به دلیل قدرت قانون است، و گرنه اخلاق نسبی غرب حرف چندانی برای گفتن ندارد. در جامعه ایرانی، شبکه اجتماعی قوی، با کمک ریز قانونی به نام اخلاق روابط رو تنظیم می کنه. دیر زمانی نیست که وقتی همسایه ای دچار مشکل می شد با یک در خواست کمک بدون رجوع به قانون مشکل خود را حل می کرد! اما امروز تمام این شبکه های اجتماعی در حال ازبین رفتن هستند، چرا که ما امروز مطمئن نیستیم همسایه ما به اخلاق پایبند هست یا نه، در حالی که او هم به اخلاق ما شک دارد. اخلاق نسبی هر کدام از ما به نسبت خود ما تعریف شده و قانون هم از ما دور است. پس بی پناهیم و تنها و بی اعتماد!ـ با احیای یک نظام اخلاقی مناسب به شرایط امروز ایران، و پیوند زدن قانون به آن می توان دوباره جامعه را متحد کرد. فقط فراموش نکنیم که ما ناچاریم اخلاق مطلق را به کار بگیریم…دروغ بد است حتی اگر برای هدف خوب به کار رود. لینک کارهای هنرمند چینی: http://laurenthaug.com/blog/2008/04/21/germany-china-the-cultural-differences/ […]

  10. great pictures–my family has lots of swiss relatives & chinese relatives & this explains a lot! 🙂 (no wonder we all drive each other absolutely crazy…)

  11. […] a while back this post, (and variations of it) was floating around the expat community. It illustrates the differences […]

  12. Can someone please explain me what does the last inpographic mean? It’s like parents and granparents have a dispute about who cares about the child or what?

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *